چهارشنبه , آبان ۲۳ ۱۳۹۷
خانه / معرفی کتاب / بیچارگان – معرفی کتاب

بیچارگان – معرفی کتاب

بیچارگان

|بیچارگان از قطره|

آخر اختلاف طبقاتی در جامعه را زمانی متوجه می‌شویم که پیرمرد جهت قدم‌زدن به یکی از خیابان‌های ثروتمندان می‌رود و همچنین آنجا را توصیف می‌کند: از ساختمان‌های مجلل گرفته تا زن‌های زیبایی که سوار کالسکه‌های اشرافی خود شده‌اند و همچنین آن هم‌وقت می باشد که آنها را با دلبرکش مقایسه می‌کند و همچنین افسوس می‌‌خورد.

ماکار بارها و همچنین بارها از جانب اطرافیان تحقیر می‌می شود، بی‌حوصله می‌می شود، طرد می‌می شود، درمانده می‌می شود ولی باید توجه داشت تنها به عشق واروارا زندگی می‌کند و همچنین ناگهان با خبری از جانب او روبه‌رو می‌می شود و همچنین از هم می‌پاشد!

آخرین نامه از طرف پیرمرد نوشته شده می باشد که مالامال از اندوه و همچنین غم می باشد.

بیچارگان صرفاً شرح حال اهالی بی‌بضاعت سن‌پترزبورگ نیست؛ گویا عکسی واقعی‌ست از زندگی بسیاری از مردمان سرزمین خودمان
که شاید هرگز نتوان درد و همچنین رنجشان را درک کرد؛ که شاید آنها هم مثل پیرمرد داستان با قدم‌زدن در خیابان‌های پُر زرق‌و همچنین‌برق در حسرت زندگی تجملاتی هم‌وطنانشان مانده‌اند.

با آنکه همه منتقدان نظر دارن که داستایفسکی تا قبل از رفتن به سیبری جوانی خام بیش نبود ولی باید توجه داشت کتاب بیچارگان او را یک رمان مهم تلقی می‌کنند. رمانی که می‌قدرت آن هم را مهم‌ترین اثر او تا قبل از خلق شاهکارهایش بعد از بازگشت از سیری دانست. بنابراین در صورتی که نیت و اراده دارید داستایفسکی بخوانید و همچنین نمی‌دانید از کدام کتاب او شروع کنید، رمان بیچارگان با ترجمه خیلی زیاد خوب خشایار دیهیمی مناسب‌ترین گزینه خواهد بود.

[ مطلب مرتبط: کتاب ابله اثر داستایفسکی ]

رمان بیچارگان

جملاتی از متن رمان بیچارگان

دیروز خوشبخت بودم – بی‌مقدار و اندازه و همچنین بیش از تصور خوشبخت بودم! زیرا و به درستی که تو دخترک لجبازم، جهت یک‌بار هم که شده، کاری را کردی که من خواسته بودم. شب، حدود ساعت هشت، بیدار شدم (مامکم، می‌دانی که بعد از انجام‌دادن کارهایم چقدر دوست دارم یکی دو ساعتی چرتی بزنم). شمعی پیدا کردم و همچنین دسته کاغذی برداشتم، و همچنین داشتم قلمم را می‌تراشیدم که یک‌دفعه تصادفاً چشم بلند کردم – و همچنین راست می‌گویم دلم از جا کنده شد! پس تو بالاخره فهمیده بودی آن دل بیچارهٔ من چه می‌خواهد! دیدم گوشهٔ پردهٔ پنجره‌ات را بالا زده‌ای و همچنین به گلدان گل حنا بسته‌ای، دقیقاً، دقیقاً آن هم‌طوری که بار آخری که دیدمت گفته بودم؛ فوراً چهرهٔ کوچولویت در برابر پنجره جهت لحظه‌ای از نظرم گذشت که از آن هم اتاق کوچولویت مرا آن پایین نگاه می‌کردی و همچنین به فکر کردن و اندیشیدن کردن و اندیشیدن من بودی. و همچنین آه، کبوترکم، چقدر دلم گرفت که نتوانستم چهرهٔ دوست‌داشتنیِ کوچولویت را درست ببینم! (کتاب بیچارگان – صفحه ۷)

چه به سرم خواهد آمد، سرنوشتم چیست؟ بدتر از همه آن می باشد که هیچ یقینی ندارم، بعدی‌ای ندارم، و همچنین حتی نمی‌توانم حدس بزنم چه بر سرم خواهد آمد. به قبل هم می‌ترسم نگاه کنم. قبل چنان پر از بدبختی می باشد که تنها و فقط یادش کافی می باشد تا دلم را پاره‌پاره کند. (کتاب بیچارگان – صفحه ۱۶)

چقدر خوب می‌بود در صورتی که هم اکنون در منزل و خانه بودم! در اتاق کوچکمان می‌نشستم، کنار سماور، همراه افراد خانواده‌ام؛ محیطمان چقدر گرم می‌بود، چقدر خوب. چقدر آشنا. با خودم فکر کردن و اندیشیدن کردن و اندیشیدن می‌کردم چه تنگ مادرم را در آغوش می‌گرفتم. فکر کردن و اندیشیدن کردن و اندیشیدن می‌کردم و همچنین فکر کردن و اندیشیدن کردن و اندیشیدن می‌کردم، و همچنین آهسته از فرط دلشکستگی گریه می‌کردم، اشک‌هایم را فرو‌می‌خوردم، و همچنین همهٔ لغاتی که یاد گرفته بودم از یاد می‌بردم. (کتاب بیچارگان – صفحه ۳۶)

بهتر می باشد پایت را جایی که دعوت نشده‌ای نگذاری. (کتاب بیچارگان – صفحه ۵۳)

خاطرات، چه شیرین چه تلخ، دائما منبع عذاب خواهند بود؛ دست‌کم جهت من که چنین می باشد؛ ولی باید توجه داشت حتی آن عذاب هم شیرین می باشد. و همچنین وقت‌هایی که دل آدم پُر می باشد، بیمار می باشد، در رنج می باشد و همچنین غصه‌دار، آن هم وقت خاطرات تروتازه‌اش می‌کنند، انگار که یک قطرهٔ شبنم شبانگاهی که بعد از روزی گرم از فرط رطوبت می‌افتد و همچنین گل بیچارهٔ پژمرده را که آفتاب تند بعدازظهر تفته‌اش کرده شاداب می‌کند. (کتاب بیچارگان – صفحه ۵۸)

از من زیاد دلگیر نباشید که دیروز آنقدر غمگین بودم؛ احساس خیلی خوبی داشتم؛ خیلی احساس راحتی می‌کردم – ولی باید توجه داشت نمی‌دانم چرا در چنین لحظه‌هایی از زندگی‌ام که بهترین احساس را دارم دائما احساس غم می‌کنم. (کتاب بیچارگان – صفحه ۷۲)

ماندن در گوشه‌ای که به آن هم عادت کرده‌ای یک‌جورهایی بهتر می باشد، حتی در صورتی که قستی از اوقات به غم و همچنین‌ غصه‌خوردن بگذرد. (کتاب بیچارگان – صفحه ۹۲)

ممکن می باشد آدم یک عمر زندگی کند و همچنین نفهمد که کنار دستش یک کتاب هست که کل زندگی‌اش را به سادگی یک ترانه گفتن می‌کند. هنگام و زمانی که آدم شروع به خواندن چنین داستانی می‌کند کم‌کم خیلی چیزها یادش می‌افتد، حدس می‌زند، و همچنین آنچه تابه‌حال برایش مبهم و همچنین‌ گنگ بوده روشن می‌می شود. (کتاب بیچارگان – صفحه ۱۰۱)

بدبختی یک بیماری واگیردار می باشد. آدم‌های بیچاره و همچنین بدبخت بایستی از هم دوری کنند تا بدبختی‌شان به هم سرایت نکند و همچنین‌ اکثرا و بیشتر نشود. (کتاب بیچارگان – صفحه ۱۱۴)

آدمهای بیچاره بوالهوسند – یعنی طبیعت آنها را اینطوری ساخته می باشد. آن بار اولی نیست که چنین چیزی را احساس می‌کنم. آدم بیچاره دائما مظنون می باشد، به دنیای خداوند از زاویه غیره ای نگاه می‌کند و همچنین پنهانی هر آدمی را که می‌بیند گز می‌کند، با نگاه خیره مشوشی او را نگاه می‌کند، و همچنین با دقت به هر کلمه‌ای که به گوشش می‌رسد گوش می‌دهد – آیا دارند در مورد او حرف می‌زنند؟ آیا دارند می‌گویند که به چیزی نمی‌ارزد، و همچنین آیا فکر کردن و اندیشیدن کردن و اندیشیدن می‌کنند که آن آدم چه احساساتی دارد و همچنین از آن منظر و همچنین آن هم منظر به چه می‌ماند؟ و همچنین وارنکا، همه می‌دانند که یک آدم بیچاره از یک تکه‌گلیم پاره‌پوره هم بی‌ارزشتر می باشد و همچنین نمی‌تواند امیدی به جلب احترام دیگران داشته باشد، و همچنین هرچه هم آن نویسنده، آن آدمهای قلم‌انداز، هرچه که بنویسند! آدم بیچاره دائما آن هم خواهد ماند که از اول بوده می باشد. (کتاب بیچارگان – صفحه ۱۲۱)

چرا اصلاً دائما بایستی و حتما آدم‌های خوب در بدبختی به سر ببرند، درحالی‌که خوشبختی ناخواسته به سراغ آدم‌های دیگر می‌رود؟ (کتاب بیچارگان – صفحه ۱۵۹)

آدم‌های ثروتمند از فقیرهایی که به صدای بلند از بختشان شکوه و همچنین شکایت می‌کنند خوششان نمی‌آید – می‌گویند اینها سمج خواهند بود و همچنین مزاحمشان می‌شوند! بله، فقر دائما سمج می باشد – شاید غرولُند آن گرسنه‌ها خواب را از سر ثروتمند بپراند! (کتاب بیچارگان – صفحه ۱۶۴)

مشخصات کتاب

  • عنوان: بیچارگان
  • نویسنده: فیودور داستایفسکی
  • ترجمه: خشایار دیهیمی
  • انتشارات: نی
  • تعداد صفحات: ۲۰۸
  • نرخ چاپ نهم – ۱۳۹۶: ۱۶۰۰۰ تومان

👤 نویسنده مطلب:آزاده رمضانی – سروش فتحی

نظر تو در مورد کتاب بیچارگان چیست؟ لطفا در صورتی که آن کتاب را خوانده‌اید، حتما نظرات ارزشمند خود را با ما در میان بگذارید. از میان آثار داستایفسکی کدام اثر را اکثرا و بیشتر دوست دارید؟


» معرفی چند کتاب دیگر از داستایفسکی:

  1. کتاب جنایت و همچنین مکافات
  2. کتاب همزاد
  3. کتاب قمارباز
  4. کتاب شب‌های روشن
  5. کتاب یک اتفاق مسخره

بیچارگان در تاریخ ۱۴ August 2018 | 10:23 am منتشر شده می باشد

مطلب پیشنهادی

پاسکوآل-دوآرته.jpg

خانواده‌ی پاسکوآل دوآرته – معرفی کتاب

خانواده‌ی پاسکوآل دوآرته |خانواده‌ی پاسکوآل دوآرته از قطره| کتاب خانواده‌ی پاسکوآل دوآرته اثر کامیلو خوسه سِلا رمان‌نویس و …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *