جمعه , آذر ۱۵ ۱۳۹۸
خانه / معرفی کتاب / سیاهی چسبناک شب – معرفی کتاب

سیاهی چسبناک شب – معرفی کتاب

سیاهی چسبناک شب

|سیاهی چسبناک شب از قطره|

کتاب سیاهی چسبناک شب شامل هشت داستان کوتاه با راویان متعدد می باشد که خواندن هرکدام ساعت های طولانی و زیاد ذهن خواننده را درگیر می‌کند.

اغلب محمود حسینی‌زاد را با ترجمه‌های خوبش می‌شناسیم، ولی باید توجه داشت او نه‌تنها مترجم بلکه داستان‌نویس، نمایشنامه‌نویس و همچنین منتقد ادبی توانمندی می باشد و همچنین آن را با خواندن مجموعه داستان‌هایش می‌قدرت فهمید.

محمود حسینی‌زاد فوق‌‌لیسانس علوم سیاسی از دانشگاه مونیخ (LMU) می باشد. از سابقه فعالیت‌های او می‌قدرت به تدریس زبان آلمانی در دانشگاه تهران، دانشگاه تربیت مدرس و همچنین دانشگاه آزاد اشاره کرد. او همچنین همچنین و علاوه‌ بر نوشتن به نقاشی نیز می‌‌پردازد، مترجم رسمی می باشد و همچنین جهت بعضی از نشریات و همچنین ادبیات در حوزهٔ نقد کتاب، فیلم دیدنی و جذاب و همچنین ادبیات آلمانی زبان مقاله می‌نویسد. محمود حسینی‌زاد در سال شمسی ۲۰۱۴ موفق به گرفتن مدال گوته شد.

در پشت جلد کتاب، خلاصهٔ بعضی از داستان‌ها در یک جمله توصیف شده می باشد:

  • آشنایی با مردی جوون، نسیمی می باشد در زندگی مردی تنها. نسیم توفان می‌می شود و همچنین مرد سرگردان.
  • دو فرد یا شخص سال شمسی‌ها به‌هم نگفته‌اند «دوستت دارم»، تمام ارتباط و رابطه «دوستت دارم» بوده. حالا که دیر شده، چه؟
  • زندگی دختری بنا شده بر عشق به مرد جوانی. دختر از خطای مرد نمی‌گذرد و همچنین بار حسرتی را می‌کشد، ویرانگر.
  • پسرکی تا حد مردن و مرگ تحقیر شده و همچنین مردی که نپرسیده می‌داند، چه بر سر پسرک آمده. هر دو بایستی و حتما جایی چیزی می‌گفتند. نگفتند.
  • مردی ایستاده در باران مقابل پنجره‌ای تاریک، آرزو می‌کند برق رفته باشد، نه زن.

ولی باید توجه داشت در آن کتاب و همچنین داستان‌های کوتاه و همچنین رازآلودش حرف‌های بسیاری نهفته می باشد، کلماتی که می‌توانند انسان را نجات دهند یا جهت دائما نابود کنند.

[ معرفی کتاب: کتاب قاضی و همچنین جلادش – ترجمه محمود حسینی‌زاد ]

کتاب سیاهی چسبناک شب

سیاهی چسبناک شب از لحظات از‌دست‌رفته می‌گوید، از دوستت‌دارم‌هایی می‌گوید که در صورتی که گفته می‌شد، سرنوشت روش غیره ای رقم می‌خورد، از آدم‌هایی می‌گوید که دیر همدیگر را پیدا کردند، همهٔ اتفاقات زمانی رخ می‌دهند که دیگر دیر شده، شخصیت‌های داستان‌ها در حسرت افرادی مانده‌اند که دیگر نخواهند آمد.

داستان اول آن چهار پنج فرد یا شخص نام دارد و همچنین شروع خیلی زیاد پرقدرتی را رقم می‌زند:

-مگه می‌شه؟ یه فرد یا شخص هم پشت آدم باشه و همچنین هم کنار آدم؟
-محبوبه هست.
-یعنی؟
-دستم رو می‌گیره. در صورتی که هم از پشتم بره کنار، افتادم.

داستان در یک صفحه تمام می‌می شود و همچنین خواننده تا به خود می‌آید وارد داستان دوم می‌می شود: سیاهی چسبناک شب. سی اپیزود کوتاه دارد، اکثرا و بیشتر شبیه نمایشنامه می باشد تا داستان، کم‌کم هویت ناشناختهٔ شخصیت‌ها آشکار می‌می شود و همچنین در انتها با موضوعی باورنکردنی مخاطب را مات‌ومبهوت نگه می‌دارد.

هنوز در شوک داستان دوم مانده‌ایم که وارد داستان سوم می‌شویم با عنوان هُرم یادها.

یکی از بهترین داستان‌های آن مجموعه هُرم یادها می باشد. موضوعی کلیشه در موردٔ عشق دو فرد یا شخص، ولی باید توجه داشت آن‌بار با نگاهی کاملاً متغایر و متفاوت. گزیده‌های تأمل‌برانگیز آن داستان باعث‌ می‌می شود مخاطب دو داستان قبل را کاملاً فراموش کند و همچنین چنان غرق در داستان سوم می شود که گذر زمان را حس نکند.

چند صفحه جلوتر می‌رویم و همچنین هر لحظه نگرانیم که مبادا حادثه‌ای تلخ‌تر رخ دهد. داستان به دل می‌نشیند، همذات‌پنداری مخاطب با شخصیت‌های اصلی داستان را می‌طلبد؛ انگار حرف دل آدم را می‌زند، و همچنین چه خوب می‌زند:

عمری آب می‌خوری، نفس می‌کشی، عمری راه می‌روی، انگار که تمامش بدیهی می باشد، انگار همین‌روش می باشد و همچنین بایستی و حتما باشد. ولی باید توجه داشت زمانی می‌رسد می‌دانی آن آخرین قطره‌های آب می باشد و همچنین آن هم آخرین دم و همچنین آن هم یکی آخرین گام.

فضاسازی مناسب، خواننده را به عمق ماجرا می‌برد، درد غربت را چنان با جرئت فریاد می‌زند که نفس در سینه حبس می‌می شود، حرف‌های نزده، جاهای نرفته، زندگیِ نکرده…

سر انگشت‌هایم بی‌حس شده بود. او حرفی نمی‌زد. من هم حرفی نمی‌زدم و همچنین سرم را بلند نمی‌کردم. دیدم قلبم دارد سینه‌ام را پاره می‌کند، سر بلند کردم. مردمکی سیاهِ سیاه و همچنین ملتهب… همدیگر را بوسیدیم… اولین‌بار بود.
بعد از او دیگر نتوانستم آن هم لحظه‌ها را داشته باشم. با هیچ‌کس. دیگر با هیچ‌کس سرم گیج نرفت، با هیچ‌کس نفسم به شماره نیفتاد و همچنین لب‌هایم به لب‌هایی دوخته نشد.
دیگر با هیچ‌کس هُرم پوستْ چسبناک نبود، و همچنین دیگر آن هم لحظه‌ها را نداشتم که جایی بین زمین و همچنین هوا گُر بگیرم.
دیگر با هیچ‌کس نفسم نگرفت.

و همچنین در انتها حسرت سال شمسی‌های ازدست‌رفته‌ای که به‌ظاهر کوتاه می باشد، ولی باید توجه داشت جهت عاشق هزار سال شمسی طول می‌کشد:

قلم بردار و همچنین روی تکه‌کاغذی بنویس هزار سال شمسی. دو سانتی‌متر هم جا نمی‌گیرد. ولی باید توجه داشت هزار سال شمسی می باشد.

داستان چهارم درکش کمی دشوار می باشد، شخصیت‌های معلق میان زمین و همچنین آسمان و همچنین روایت ماجرایی تلخ در قبل، حکایت از حال و همچنین روزِ نه‌چندان خوب روای داستان دارد‌. ماجرای آشناییِ دختری با رانندهٔ آمبولانس که درنهایت با سرنوشتی که دختر جهت خود رقم می‌زند، باز هم مخاطب را با یک پایان بهت‌آور روبه‌رو می‌کند.

نویسندهٔ مجموعه داستان سیاهی چسبناک شب همه‌چیز را با مردن و مرگ درآمیخته می باشد، از مردن و مرگ به‌عنوان سوژهٔ کلیدیِ داستان‌هایش بهره بری و استفاده می‌کند، شخصیت‌های فعلی را با افرادی پیوند می‌دهد که دیگر نیستند، و همچنین آن هم‌روش که خودش در یک مصاحبه نقل می‌کند به مردن و مرگ زیاد فکر کردن و اندیشیدن کردن و اندیشیدن می‌کند و همچنین همین باعث شده که در خلق داستان‌هایی با موضوع مردن و مرگ خیلی زیاد موفق عمل کند:

من دائماً به مردن و مرگ فکر کردن و اندیشیدن کردن و اندیشیدن می‌کنم، زیرا و به درستی که مردن و مرگ دائما برابر با رفتن می باشد. هر سفر یک مردن و مرگ می باشد. الآن که من از تو خداحافظی کنم و همچنین بروم یک نوع مردن و مرگ می باشد. خواب یک نوع مردن و مرگ می باشد. هنگام و زمانی که یک چیزی آن‌همه به ما نزدیک می باشد و همچنین با آن هم زندگی می‌کنیم، چه‌روش می‌می شود ندیدش؟!

[ معرفی کتاب: رمان قول – ترجمه محمود حسینی‌زاد ]

سیاهی چسبناک شب

محمود حسینی‌زاد یک نویسندهٔ معمولی نیست. داستان‌هایش مانند ترجمه‌هایش معماگونه می باشد و همچنین جهت فهمیدنشان بایستی و حتما وقت گذاشت، دقیق خواند و همچنین گاهی دو بار خواند. در صورتی که مجموعه آثار فریدریش دورنمات را با ترجمهٔ محمود حسینی‌زاد خوانده‌اید، بی‌شک متوجه خلق شخصیت‌های خاص و همچنین‌ نمادینش شده‌اید. داستان‌های محمود حسینی‌زاد هم بی‌تأثیر از آثاری که ترجمه کرده نیست.

بنابراین جهت علاقه‌مندان به داستان‌های ساده که درکشان راحت می باشد، اصلاً آن کتاب را پیشنهاد نمی‌کنم؛ چراکه جهت فهمیدن سیاهی چسبناک شب بایستی و حتما اکثرا و بیشتر از حد معمول تلاش کنید تا علت نوشتن هر داستان و همچنین پیچیدگی‌هایش را بفهمید. ولی باید توجه داشت در صورتی که دنبال داستانی هستید که تا مدت‌ها در ذهنتان حک می شود و همچنین جملاتش «بچسبد» به روح و همچنین جسمتان، قطعاً انتخاب مناسبی خواهد بود. آن کتاب جهت افرادی مناسب می باشد که به رمان‌های خاص با ساختاری داستانی-روایی علاقه‌مند خواهند بود.

جملاتی از متن کتاب سیاهی چسبناک شب

گاهی آدم ویرش می‌گیره صورتش رو بگیره جلو آتیش. فکر کردن و اندیشیدن کردن و اندیشیدن می‌کنه هُرمش کمکش می‌کنه. (کتاب سیاهی چسبناک شب – صفحه ۸)

پرنده‌ای، شاید راه گم کرده، به شیشه‌ای پنجره‌ی رو به خیابان خورد، بانگی زد و همچنین در تاریکی پَر زد.
بعد از سکوتی باز گفتند و همچنین گفتند. از کتاب‌ها و همچنین شعرها، از فیلم دیدنی و جذاب‌ها و همچنین آدم‌ها و همچنین از ترجمه‌های مرد و همچنین از خیلی چیزهای دیگر. خیلی.
متشکرم، خیلی خوش گذشت.
مرد جوون سر تکان داد و همچنین گفت تو از کدوم مسیر می‌رید؟ من همین نزدیکی‌ها… مرد شنید و همچنین نشنید و همچنین راه افتاد.
باهم می‌رفتند.
سپیدی ابرها بر سیاهی آسمان شب می‌درخشید، سرشاخه‌های درخت‌های بید مجنون کنار کوچه‌ی منتهی به خیابان خود را به نسیمی سپرده بودند که از هر سو می‌وزید و همچنین ناله‌ی پرنده را با خود داشت، که انگار در تاریکی راه گم کرده و همچنین به شیشه‌ی پنجره‌ای خورده بود. (کتاب سیاهی چسبناک شب – صفحه ۱۹)

هزاران هزار صندلی پشت هزاران برهوت میز قرچی کردند و همچنین از هرچه دوش در دنیا بود، آخرین قطره‌ها چکید و همچنین هزاران دست کوچک بر شانه‌اش نشست و همچنین بر موهایش و همچنین بر نَم چشم‌هایش، دسته‌دسته تور از کنجی به کنجی دوید. درِ تمام تراس‌های دنیا به‌هم خورد و همچنین هزاران تکه کاغذ سپید بارید و همچنین بویی بین عرق خوش‌بوی بدن و همچنین عطری که سه چهار روز پیش‌ زده باشی، بینی‌اش را پُر کرد و همچنین سیاهی چسبناک غلیظ شبْ به پوستش ماسید. (کتاب سیاهی چسبناک شب – صفحه ۳۰)

در تمام طول آن هم سال شمسی‌ها لحظه‌ای پیش نیامده بود که به یکدیگر بگوییم دوستت دارم.
تمام آن هم ارتباط و رابطه دوستت دارم بود.
آن هم روز ولی باید توجه داشت، بعد از آن هم‌همه سال شمسی، منتظر بودم. منتظر بودم که بگوید. می‌دانستم که نمی‌گوید.
دلم می‌خواست بگوید.
نگفت. (کتاب سیاهی چسبناک شب – صفحه ۴۱)

بایستی و حتما همه‌چیز را از نو‌ شروع می‌کردم. تنها. حتی در تمام آن هم سال شمسی‌های دور از او، در تمام آن هم سال شمسی‌های زندگی در غربت هم کنارم بود. تنهایم نگذاشته بود که تنها بودن را یاد بگیرم. (کتاب سیاهی چسبناک شب – صفحه ۴۱)

مشخصات کتاب

  • عنوان: سیاهی چسبناک شب
  • نویسنده: محمود حسینی‌زاد
  • انتشارات: چشمه
  • تعداد صفحات: ۸۶
  • نرخ: ۸۰۰۰ تومان

👤 نویسنده مطلب: آزاده رمضانی

نظر تو در مورد کتاب سیاهی چسبناک شب چیست؟ لطفا در صورتی که آن کتاب را خوانده‌اید، حتما نظرات ارزشمند خود را با ما در میان بگذارید.


» معرفی چند کتاب دیگر:

  1. کتاب شرق بنفشه
  2. کتاب یوزپلنگانی که با من دویدند
  3. کتاب جایی دیگر

سیاهی چسبناک شب در تاریخ ۱۶ June 2019 | 10:13 am منتشر شده می باشد

مطلب پیشنهادی

دلواپسی-اثر-پسوا.jpg

کتاب دلواپسی – معرفی کتاب

کتاب دلواپسی |کتاب دلواپسی از قطره| [ معرفی کتاب: نامه به پدر اثر کافکا – …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *