یکشنبه , مهر ۲۱ ۱۳۹۸
خانه / معرفی کتاب / کتاب باغ آلبالو – معرفی کتاب

کتاب باغ آلبالو – معرفی کتاب

کتاب باغ آلبالو

|کتاب باغ آلبالو از قطره|

جهت همین می باشد که می‌توانم بگویم آن نمایشنامه به عنوان آخرین اثر و همچنین حسن ختام آنتوان چخوف، نه تنها نیش خندی بر نظام بورژوازی و همچنین افول آن هم، بلکه ناامیدی عمیق او از کل نسل بشر را نشان می‌دهد.

ولی باید توجه داشت چخوف نهایتا مخاطب را در آن فضای غرق ناامیدی رها نمی‌کند. بلکه در آخر تاریکی، نقطه نور کوچکی باقی می‌گذارد. و همچنین آن نقطه نور کوچک، آن هم تروفیموف می باشد. تروفیموفی که می‌تواند در جلد هرکدام از ما انسان‌ها رخنه کرده باشد. در صورتی که صدای تیشه خوردن و همچنین سقوط درختان باغ خبر از انهدام و همچنین نزول قبل بدهد، می‌قدرت تروفیموف را هم ندایی از امکان سبز شدنِ دوباره هر تک درخت در بعدی دانست.

به روش کلی باغ آلبالو برعکس آنچه که نشان می‌دهد نمایشنامه ساده‌ای نیس و همچنین می‌می شود هر عنصری از آن هم را نمادین دانست. به نظرم آن کتاب جهت افرادی که جدید و تو و تازه نمایشنامه خوانی را شروع نموده اند و همچنین بخصوص با فضای ادبیات روس آشنایی ندارند شاید انتخاب مناسبی نباشد. و همچنین ممکن می باشد اندکی از پیچیدگی آن هم به اضافه اسامی بسیاری که دارد، کمی مخاطب را اذیت کند.

[ معرفی کتاب: رمان جنگ و همچنین صلح – همراه با اینفوگرافیک کتاب ]

کتاب باغ آلبالو

جملاتی از متن کتاب باغ آلبالو

در صورتی که جهت بعضی دردها درمانهای متعدد و همچنین زیاد تجویز کنند آن علامت آن هم می باشد که درد بی‌درمان می باشد. من فکرها می‌کنم. مغز خودم را داغان می‌کنم، هزار تدبیر به خاطرم می‌رسد، واقعا هزارها! ولی باید توجه داشت اساسا معنی همه اینها آن هم می باشد که یک راه حل هم به خاطرم نمی‌رسد. (کتاب باغ آلبالو – صفحه ۳۸)

در صورتی که حرف نزنید و همچنین سکوت کنید، خودتان هم راحت‌تر و همچنین خوشحال‌تر خواهید بود. (کتاب باغ آلبالو – صفحه ۴۰)

گاهی دلم می‌خواهد سیر حرف بزنم. ولی باید توجه داشت کسی را ندارم که باهاش درددل کنم، هیچ کس را ندارم. (کتاب باغ آلبالو – صفحه ۴۶)

من آدم کتاب خوانده‌ای هستم. کتابهای متعدد و همچنین جذاب و جالب خوانده‌ام. ولی باید توجه داشت واقعا نمی‌فهمم چه می‌خواهم؟ آیا زنده بمانم یا مغز خودم را داغان کنم؟ ولی باید توجه داشت به هر جهت دائما یک ششلول با خودم دارم. ایناهاش! (کتاب باغ آلبالو – صفحه ۴۷)

هیچ کس نیست که با او دو کلمه حرف بزنم. تنها هستم. تنهای تنها، هیچ کس را ندارم. که هستم و همچنین چکاره‌ام؟ هیچ کس نمی‌داند. (کتاب باغ آلبالو – صفحه ۴۷)

به عقیده من در صورتی که دختری عاشق بشود دیگر فاتحه اخلاق را خوانده. (کتاب باغ آلبالو – صفحه ۴۸)

ما محکومیم که به جزای گناهان خود برسیم. (کتاب باغ آلبالو – صفحه ۵۲)

مورد بهره بری و استفاده و نیاز ضروری نیست بروید دیدن کردن و نمایش تماشا کنید. کمی اکثرا و بیشتر خودتان را تماشا کنید. چقدر زندگیهایتان تیره و همچنین تار می باشد. چقدر حرفهای بی معنی و همچنین مزخرف می‌زنید! (کتاب باغ آلبالو – صفحه ۵۴)

اصلا مقصودتان چیست که آدم آخرش می‌میرد؟ شاید انسان صد حس داشته باشد که در موقع مردن و مرگ، تنها و فقط پنج حس آشنا و همچنین معروفش از بین برود و همچنین نود و همچنین پنج حس دیگرش زنده بماند. (کتاب باغ آلبالو – صفحه ۵۸)

غذای شهروندان و مردم شهر بد می باشد. توی اتاقهای خفه و همچنین بی هوا می‌خوابند. در کثافت می‌لولند. همه جا پر از ساس می باشد. گند و همچنین عفونت و همچنین رطوبت همه جا را پر کرده می باشد. اخلاق همه از دست رفته می باشد. و همچنین به روش آشکار همه مردمی که حرفهای قشنگ قشنگ می‌زنند و همچنین به حرف چسبیده‌اند قصدشان اغفال و همچنین بستن چشم ما و همچنین دیگران می باشد. کجاست موسساتی که آن همه از آنها حرف می‌زنند؟ یک بنگاه نگاهداری اطفال به من نشان بدهید. کتابخانه‌های تو کجاست؟ کتابخانه‌ها و همچنین بنگاههای نگاهداری اطفال تنها و فقط در رمانها و همچنین افسانه‌های ما هست. ولی باید توجه داشت وجود واقعی آنها قصه سیمرغ و همچنین کیمیاست. ولی آنچه در اجتماع ما واقعا وجود دارد، گند و همچنین کثافت، ابتذال و همچنین وحشیگری می باشد. من از آن قیافه‌های جدی وحشت دارم. آن قیافه‌ها چنگی به دل من نمی‌زند. از حرفهای گنده گنده واهمه دارم. بهتر می باشد اصلا حرف نزنیم. (کتاب باغ آلبالو – صفحه ۵۹)

خدایا تو به ما جنگلهای پهناور و بزرگ، زمین‌های وسیع، و همچنین افق بیکران بخشیده‌ای. و همچنین ما در میان آن همه عظمت زندگی می‌کنیم بایستی و حتما واقعا به مقدار و اندازه غول باشیم تا با آن محیط جور بیاییم. (کتاب باغ آلبالو – صفحه ۶۰)

در صورتی که جزو گله شدی می‌توانی پارس نکنی، ولی باید توجه داشت دمت را بایستی و حتما حتما تکان بدهی. (کتاب باغ آلبالو – صفحه ۶۹)

من واقعا دوستش دارم. درست مثل یک سنگ آسیاب که دور گردنم حلقه شده. با آن سنگ تا ته غرق می‌شوم. ولی باید توجه داشت آن سنگ را دوست دارم و همچنین بی آن هم نمی‌توانم زندگی کنم. (کتاب باغ آلبالو – صفحه ۷۸)

مشخصات کتاب

  • عنوان: باغ آلبالو
  • نویسنده: آنتوان چخوف
  • ترجمه: سیمین دانشور
  • انتشارات: قطره
  • تعداد صفحات: ۱۱۰
  • نرخ چاپ شانزدهم سال شمسی ۱۳۹۷: ۹۰۰۰ تومان

👤 نویسنده مطلب: نگار نوشادی 

نظر تو در مورد کتاب باغ آلبالو چیست؟ لطفا در صورتی که آن کتاب را خوانده‌اید، حتما نظرات ارزشمند خود را با ما در میان بگذارید.


» معرفی چند کتاب دیگر از نشر قطره:

  1. نمایشنامه اتللو
  2. نمایشنامه دوزخ
  3. کتاب هنگام و زمانی که نیچه گریست

کتاب باغ آلبالو در تاریخ ۸ August 2019 | 9:46 am منتشر شده می باشد

مطلب پیشنهادی

دلواپسی-اثر-پسوا.jpg

کتاب دلواپسی – معرفی کتاب

کتاب دلواپسی |کتاب دلواپسی از قطره| [ معرفی کتاب: نامه به پدر اثر کافکا – …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *